الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

36

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مسلم‌بن حجّاج نيشابورى و ابوداوود سجستانى كه بويى از اين سخنان در آثارشان يافت نمىشود ايرانى نبودند ؟ آيا سيدرضى جامع نهج البلاغه ايرانى بود ؟ آيا فاطميين مصر ايرانى بودند ؟ چرا فكر فلسفى به‌وسيلهء خلفاى شيعهء فاطمى احيا مىشود و با سقوط آن‌ها مىميرد و بار ديگر به‌وسيلهء يك سيد شيعهء ايرانى احيا مىگردد ؟ دو جريان متضاد در مسايل الهى در صدر اسلام در ميان اهل سنت دو جريان متضاد از نظر تدبر و تعمق در مسائل ماوراءالطبيعى قرآن و سنت پديد آمد ، عده‌اى به‌نام « اهل حديث » كه معلوماتشان در حدود نقل روايت و احاديث بود ، و در رأس آن‌ها حنابله قرار داشتند و آن‌ها ، هرگونه بحث و تعمق و تجزيه و تحليل در اين مسائل را ناروا مىشمردند ، ولى معتزله گروه ديگرى از اهل سنت اجتهاد و استنباطشان اين بود كه بايد در عمق اين مسائل وارد شد و تجزيه و تحليل كرد . سفيان بن عيينه يكى از فقهاى سنى است ، گفته است : « هرچه خداوند خودش را در قرآن توصيف كرد نبايد تفسير كرد و درباره‌اش بحث نمود . تفسير اين‌گونه آيات ، همانا تلاوت آن‌ها و سكوت دربارهء آن‌هاست . » دربارهء مالك بن انس ، يكى از فقهاى چهارگانهء اهل سنت ، نوشته‌اند : « شخصى از مالك دربارهء آيهء « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » « 1 » سؤال كرد ، وى آن‌چنان برآشفت كه هرگز آن‌چنان خشمناك ديده نشده بود ، عرق بر چهره‌اش نشست ، جمع حاضر همه سرها را پايين افكندند ، پس از چند لحظه مالك سر برداشت و گفت : كيفيت نامعلوم ، و استواى خداوند بر عرش معلوم و اعتقاد به آن واجب و سؤال هم بدعت است . »

--> ( 1 ) . طه ، آيه 5 : خداوند رحمان بر عرشهء قدرت استوار و مستقر و مسلط است . .